دوشنبه, 28 آبان 1397

هفته‌نامه شماره 536:  21 آبان 1397

به جای سرمقاله

- رضا مسلمی‌زاده

چند هفته پیش که «حراست از خوش‌نشینان خانه ملت» را نوشتم دست یاری به سوی دوستان روزنامه‌نگار دراز کردم تا شاید این پیام به گوش‌های بیشتری برسد و اجابت‌کننده‌یی بیابد. هنوز جوهر درخواستم خشک نشده، عباس محمودیان آن را امیدواری‌ای از نوع «به راه بادیه رفتن خواند» و من هم اول فکر کردم حق با ایشان است. تکرار آن درخواست در شماره‌های بعدی و تقاضای بازنشرشان هم به جایی نرسید تا پرده پندار «دیده شدن» و «خوانده شدن» دریده شود. شبیه راننده‌ی اتوبوسی که کسی به زینهار به او گفت: «برای کی رانندگی می‌کنی وقتی که همه خوابند؟»

حالا ناگهان خبر می‌رسد که به قول سردبیر نگارستان؛ ضمیر مرجع خود را پیدا کرده و آقای حسن‌پور پس از خبردار شدن از این تقاضای مکرر پای در رکاب کرده تا آن را به سرانجام برساند که بسی مایه‌ی مسرت و خوشحالی است و بابت آن از نماینده مردم سیرجان و بردسیر سپاسگزارم و برای ایشان در قدمی که برداشته‌اند و قدم‌هایی که ازین پس در خدمت به موکلان خویش و ملت ایران برمی‌دارند، موفقیت آرزو می‌کنم.

اعتبار این درخواست از آن بنده نیست و اصلا مگر چه اهمیتی دارد که این مطالبه را نخستین بار چه کسی مطرح کرده است؟ اگر این طرح به سرانجام برسد و نمایندگان مردم آن را به قانون تبدیل کنند و بر اختیارات فراقانونی‌شان حد بزنند، قدمی برای اصلاح امور برداشته می‌شود که اگرچه با یک گل بهار نمی‌شود اما همین که پرتوی از امیدواری به اصلاح در دل‌ها می‌افکند کفایت می‌کند.

اجابت درخواست پاسارگاد اثبات دوباره وجود امیدهای بسیار در نومیدی است که به دلیل رواج بسیارش در افواه مردمان کوچه و بازار، مندرس و از مد افتاده به نظر می‌رسد. در روزهای سخت پیش رو شاید همین قبای مندرس یگانه پناهگاه ملت ایران باشد که در طول تاریخ توانسته او را از آوار ترک و تاتار به سلامت برون آورد. ما همچنان برای در آغوش کشیدن روزهای خوش آینده محکومان به امید هستیم.