سه شنبه, 03 مهر 1397

هفته‌نامه شماره 529: 02 مهر 1397

حسام اسدی از مشکلات برگزاری کنسرتش می‌گوید

اگر جلو خواننده خانم را می‌گرفتند روی صحنه نمی‌رفتیم

 گروه فرهنگ‌وهنر

دو ساعت قبل از اجرا در اولین شب کنسرت به آنها اطلاع دادند که خواننده زن حق خواندن ندارد و آنها هم تصمیم گرفتند روی صحنه نروند. با رای‌زنی‌های صورت گرفته بالاخره خواننده زن به عنوان همخوان و نوازنده روی صحنه رفت و شب اول تمام شد. در شب‌های بعد هم یک بار برق سالن قطع شد و کنسرت با کمی تاخیر در سالن بدون کولر و تهویه برگزار شد. این‌ها همه باعث شد تا حسام اسدی و گروه «حصار» اولین کنسرت‌شان را از چهارم تا هفتم شهریور در سالن غدیر ارشاد  با استرس به پایان ببرند. گروه «حصار» را حدود یک سال پیش حسام اسدی نوازنده سنتور راه‌اندازی و به مرور زمان آن را کامل کرد. این گروه را مسعود شریف خواننده، زهره نجف‌آبادی همخوان، حمید زیدآبادی نوازنده ویلن، فرزاد عسکری نوازنده کاخن و ندا یوسفی نوازنده دف و دایره تشکیل می‌دهند. 

 گروه «حصار» چگونه شکل گرفت؟

بیش از یک سال پیش قصد داشتم گروه سنتورنوازی را در گام «فا مینور» راه بیاندازم.

 یعنی در یک گام غربی؟

بله. یک گام غربی. چون ربع پرده‌ها حذف شده بود حس ایرانی نداشت. ترانه‌های این کنسرت هم نیاز به ربع پرده نداشت. گروه سنتور راه انداختیم و در چند میان‌برنامه هم اجرا کردیم. با توجه به اجراهای‌مان دیدیم همه کلام هم می‌خواهند.  

 یعنی با موسیقی  بی‌کلام ارتباط برقرار نمی کردند؟

نه. همه دوست داشتند کلام بیاید. به همین دلیل با آقای شریف کار را شروع کردیم. ایشان کلاس آواز پیش حسین علیشاپور در یزد می‌رود. آقای شریف صدای حجیمی داشتند و به این دلیل که فا مینور برای صدای خانم است، شیرینی قطعات گرفته می‌شد به همین دلیل دنبال خواننده خانم می‌گشتیم، خانم نجف‌آبادی پیش من تنبک آموزش می‌دید و گاهی زمزمه می‌کرد. به ایشان پیشنهاد دادم و او نیز پذیرفت. اتفاقا خیلی عالی  و بدون فالش خواندند.

 قبلا آواز کار کرده بود؟

اصلا! گروه تشکیل شد از سنتور و سازهای کوبه‌ای و دو خواننده و البته ساز کاخن که برای اولین بار است در سیرجان استفاده می‌شد.

 البته در موسیقی کافه‌ای اجرا شده. 

همه تنبک‌زن‌ها کاخن می‌زنند اما کسی که فقط کاخن‌نواز باشد در سیرجان اجرا نکرده است. آقای عسکری کلاس همین ساز را می‌روند. در سیرجان کسی را نداریم که تخصصی کاخن بزند. 

 این گروه را برای کنسرت جمع ‌کردی؟

بله. از اجرا در میان‌برنامه‌ها خسته شده بودم و می‌خواستم کنسرت اجرا کنم. حالا گروهی با یک سنتور، دو خواننده و سازهای کوبه‌ای داشتیم. ندا یوسفی هم برای دف و دایره به گروه اضافه شده بود. اما در مسیر احساس کمبود صدا می‌کردیم. یک روز یک نفر زنگ زد و گفت من ویلن می‌زنم و می‌خواهم تدریس کنم. گفتم بیا و آقای زیدآبادی آمدند و خیلی هم خوب می‌زد و به گروه اضافه شد. ویلن سه ماه پایانی به گروه ملحق شد و خیلی زود با ما هماهنگ شد. حدود 25 آهنگ جمع کردیم. چکیده‌ای از آنها شد 10 ترانه و تصنیف و دو قطعه بی‌کلام از همایون خرم و یک چهار مضراب از خودم. به مدت سه ماه چهار روز در هفته تمرین مداوم داشتیم. 

 چرا آهنگ‌های گذشته را بازخوانی کردید و برای گروه آهنگسازی نکردید؟

من در جایگاه آهنگساز نیستم. 

 خب آهنگساز می‌گرفتین؟

هزینه بر است. اگر می‌خواستم آهنگساز جدی پیدا کنم خیلی سخت بود. در سیرجان هم ما آهنگساز نداریم. هر کس هم می‌گوید آهنگسازم دروغ می‌گوید، تحصیلات ندارد. آنها نغمه سرایی می‌کنند که این نوع آهنگسازی کاری ندارد. 

 آهنگ‌ها کاور بودند؟

نه کاور نکرده بودم. 

 چه کسی  آهنگ‌ها را تنظیم کرده بود؟

خودم. مدعی تنظیم نیستم. محدودیت خلاقیت می‌آورد. من سنتور داشتم و ویلن. مجبور بودیم آهنگی را اجرا کنیم که با این سازها هماهنگ شود. ساز نداشتیم که به فکر تنظیم باشم و با توجه به محدودیت ساز طبیعتا نمی‌توانستم کاور کنم.

 در ارکسترتان  جای ساز بم خالی بود. این موضوع به آهنگ‌ها صدمه نمی‌زد؟

ما دودوک می‌خواستیم که با این کوک در سیرجان نبود. ویولنسل می‌خواستیم که ویولنسل‌نواز خوب در سیرجان نداریم. این آهنگ‌ها خوراکش ویولنسل بود. این‌ها همه مصداق حرف شاملو است که نقش‌ها می‌توانم زد غم نان اگر بگذارد. من بعد از 20 سال تمرین، کنسرت گذاشتم و می‌فهمیدم خواننده‌ام صدایش حجیم است و صدای زن باید بخواند. من سرم می‌شد این کار پیانو و ویولنسل می‌خواهد. وقتی نیست، وقتی نداریم چکار کنم؟ 

 از برگزاری این کنسرت راضی بودی؟ 

آره.

 یک شب برق سالن رفت و به مشکل برخوردی.

درست است. من توقع داشتم موتور برق قوی‌تری می‌بود مجبور شدیم یکی از مانیتورها که صدای خودمان بود را حذف کنیم. پروژوکتور، تهویه و کولر سالن هم از کار افتاد. اما مردم لطف کردند و تحمل کردند. ما هم صدای خودمان را نمی‌شنیدیم و آن جور که باید و شاید نتوانستیم اجرا کنیم. من چهار شب اجرا داشتم که یک شب برق رفت. شب اول هم که با شوک روی صحنه رفتم.

 شنیدم می‌خواستند جلوی خواننده زن گروه را بگیرند؟ 

بله. دو ساعت مانده به اجرا گفتند صدای زن باید حذف شود. شما فکر کنید که یک سیم ویلن را حذف کنند و بگویند بنواز! هر چه تلاش کردیم نپذیرفتند. بعد هم خانم نجف‌آبادی به عنوان نوازنده دایره و همخوان اجازه پیدا کرد روی صحنه برود.

 به کار لطمه نخورد؟

چرا طبیعتا به کار لطمه می‌خورد. ولی شرایط همین بود. شب اول حال‌مان خوب نبود ولی شب دوم عادت کردیم. ما به همه چیز عادت می‌کنیم. شب اول شوک بود. خودمان می‌فهمیدیم که چقدر توانایی داریم و نمی‌توانیم نشان بدهیم. این موضوع کمی سخت بود. اما این ایراد منطقه‌ای نیست، کلی است. یک بام و دو هواست. ما نمی‌دانیم نگاه حاکم به این موضوع چیست. خود موسیقی هم تعریف مشخصی ندارد. گلایه‌ای از مسئولان سیرجان نداریم.

 سالن برای کنسرت مناسب بود؟

ما در فقریم. ما اگر بگوییم این سالن بد است. خب کجا را داریم؟ هیچ‌جا نیست. ما نیاز داریم به یک سالن درست. ما صدا بردار حرفه‌ای هم نداریم.

 پس با مشکل صدا هم مواجه بودید؟ 

بله. ما این علم را در سیرجان نداریم. کاش ارشاد برای آموزش کاری می‌کرد. ما تهران یک کار ضبط کردیم صدابردار یک حرف‌هایی می‌زد که ما تا الان نشنیده بودیم. جای ساز را مشخص می‌کرد و... این یک تخصص است. نبود آن کار ما را تحت الشعاع قرار داد. صدا برداری نامناسب ممکن است ایجاد فالشی کند. باز هم نمی‌توانم گلایه کنم. من یاد گرفته‌ام مدارا کنم. همیشه مدارا می‌کنم. بعضی وقت‌ها به خانمم می‌گویم نکند من دارم تبدیل می‌شوم به یک آدم منفعل. البته روی برخی مواضعم پافشاری می‌کنم. مثلا اگر شب اول جلوی خواننده خانم را به کل می‌گرفتند امکان نداشت روی صحنه بروم. ما یک سال با هم تمرین کردیم. زندگی کردیم. مگرمی‌شود این کار را بکنم. 

 هر اجرا سه رکن دارد. یکی نوازندگان، یکی هم سیستم سخت افزاری و  رکن بعدی مخاطبان. از مخاطبان راضی بودی؟ با بچه آوردن به کنسرت مشکل نداشتی؟

در کل من از مخاطبان راضی هستم. یک شب بچه‌یی شروع به گریه کرد و من کار را متوقف کردم، سکوت کردم تا زمانی که بچه را بیرون بردند. کامل جا نیافتاده. اما در مجموع خوب بود. ما به علاقه‌مندان بلیط فروختیم و به همین دلیل سالن پر نبود. 

 از بعد مالی کنسرت راضی بودی؟

من راضی هستم. ولی به این معنا نیست که درآمد کنسرت خوب بوده. مثل آموزشگاه موسیقی‌ام است. من کیسه‌ای برای این کار ندوخته بودم. همین الان آموزشگاه هم درآمد آن‌چنانی برایم ندارد. من دنبال بیزینس نیستم. اصلا آدم این کار نیستم. روز اول با بچه‌ها طی کردم که ممکن است یک هزار تومانی هم گیرتان نیاید. بچه‌ها کار و زندگی‌شان را گذاشتند و آمدند بی‌مزد و منت. این شکل کار فقط در زمان قدیم اتفاق می‌افتاد. الان اول قرارداد می‌بندند و بعد تمرین می‌کنند. بچه‌های گروه مرامی و دلی کار کردند. آنها همه سیرجانی هستند. 

 مجوز گرفتن سخت بود؟

نه نبود. روند زمانی‌اش دو ماه طول کشید که طبیعی است. ولی اذیت نشدم آقای چاراختر و پورمحسنی حمایت کردند. اگر امضایی هم می‌خواست خانمم به عنوان مدیر برنامه‌ها می‌رفت که باید همین جا از او تشکر  کنم.

 به فکر کنسرت بعدی هم هستی؟

بله. زمانش معلوم نیست اما کنسرت بعدی با همین گروه است و تصنیف‌ها و ترانه‌ها را در ماهور که فضای شادتری دارد اجرا می‌کنیم.