تاملی بر جشن عاطفه‌ها 

 محمد احمدزاده

اواسط دهه‌ی 70 ماهنامه «نیستان» به مدیر‌مسئولی مهدی شجاعی  منتشر می‌شد. در آن برهه، «نیستان»  توانست دردهای جامعه دهه هفتاد را به رخ مسئولان بکشاند. یکی از همکاران ثابت و دوستداران این ماهنامه، شادروان دکتر طاهره صفار‌زاده بود که در گفت‌و‌گویی از برگزاری جشن عاطفه‌ها در کشور به شدت انتقاد و آن را «جشن بی‌عاطفه‌ها» نامید و حقیر امروز به حقانیت کلام آن شادروان بهتر رسیده‌ام.

یادم می‌آید در دوران دبستان و راهنمایی در دهه شصت و هفتاد مدیر مدرسه، دانش‌آموزان بی‌بضاعت را دانه‌چین کرده و خرید وسایل و لباس بر اساس سلیقه مدیر مدرسه بود و همه با لباس‌های نو یک‌دست و یکنواخت به مدرسه می‌آمدند. برای ما که کمی دست خانواده‌ به دهان‌شان می‌رسید، مشخص می‌شد که کدام همکلاسی‌های ما جزو بی‌بضاعت‌ها هستند و این می‌شود جشن بی‌عاطفه‌ها و تابلو نمودن هم‌شاگردی‌های فقیر. آیا با وجود معادن فراوان در شهر ما به برپایی چادرهای جمع‌آوری کمک‌های مالی ناچیز مردم یا  دپو کردن وسایل و لباس‌های نیمه‌بند مردم شهر نیازی هست؟

 زمانی به قول دکتر طاهره صفارزاده جشن عاطفه‌ها، جشن بی‌عاطفه‌ها نام می‌گیرد که می‌بینیم جمع‌آوری کمک‌ها به شیوه‌ای نادرست آرامش روحی و روانی و کرامت انسانی افراد مستمند را خدشه‌‌دار می‌کند. در یکی، دو سال گذشته به تقلید از کشورهای جنوب شرق آسیا ایستگاه‌هایی در سطح شهر با عنوان «دیوار مهربانی» برای جمع‌آوری لباس‌های دست دوم و برداشتن آن‌ها از سوی محرومان شهر به صورت خود‌جوش راه‌اندازی شد. اگرچه در نیت خیر مردم شکی نیست اما آیا همین نیت خیر پیامدهای ناگوار بهداشتی در انتقال بیماری‌های پوستی و میکروبی از طریق لباس‌های دست دوم به مردم مستمند ندارد؟ در کشوری که عیدی یک مدیر در هیئت‌مدیره یک شرکت حدود 800میلیون تومان اعلام می‌شود، یا یک جوان نورچشمی دهه هفتادی به تنهایی قادر به پیش خرید 5هزار و200 قطعه سکه است، آیا کوچک کردن مردم مستمند از طریق جمع‌آوری هزار تومان‌های مردم قشر متوسط در جشن ‌عاطفه‌ها  نوعی « جشن بی‌عاطفه‌ها»  محسوب نمی‌شود؟ 

حدیث مشهوری است از مولای عدل و عدالت علی علیه‌السلام که می‌فرمایند: «کوه‌هایی از ثروت به وجود نمی‌آید مگر آن که در کنارش دره‌های فقر نیز به وجود می‌آید» (نقل به مضمون) اگر حقوق‌هایی را که نمونه‌هایی از آن لو رفته به درستی و عدالت و حتی بر ‌اساس لیاقت‌ و زحمت‌ افراد جامعه تقسیم شود، هرگز نیاز به منت‌گذاری بر سر فقرا برای برگزاری جشن عاطفه‌ها نیست. آیا با این همه منابع و ثروت نیاز بود که فرا‌خوانی «خوار کننده» اعلام کنیم و غذاهای مانده از تالارها را با سلام و صلوات بسته‌بندی کرده و با منت به دست مردم فقیر پایین شهر برسانیم؟ به زعم نگارنده اگر کوه‌های ثروت بین همه اقشار جامعه البته بر اساس زحمت افراد و شایستگی‌های شغلی آن‌ها تقسیم شود، به قول شادروان طاهره صفار‌زاده اصلا نیازی به برگزاری «‌جشن بی‌عاطفه‌ها» و «دیوار منت و مهربانی» نخواهد بود. کشور ثروتمند ما، استان متمول‌ و شهر معدن‌خیز شایسته دراز‌کردن دست نهادهای حمایتی دولت برای جمع‌آوری هزار تومان‌های قشر متوسط برای کمک به فقرا نیست و با مدیریت صحیح منابع و استفاده بهینه از امکانات موجود می‌توان زندگی متعادل و رفاه‌مند، بی‌منت و کریمانه‌ای را فراهم نمود.